|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
|
Friday, May 14, 2004 قیصر کجایی که داش تو کشتن...
به موت قسم صحت نداره، همش شایعه است. پیمان و کم آوردن؟ عمراً... ولی چی شده که کرمک به آب گوزیده حکایت داره: من بودم و "اصغر گولاخ " و "ممل نون خالی خور" و "سیا چارخونه". از ما نه و از اونا آره که بریم دواخوری. تو نمیری، به موت قسم ما اصن تو نخ این صوبتا نبودیم. یکی چپ، یکی راست، یکی بالا، یکی پایین، عرق و آبجو جور شد، اولی رفتیم بالا به سلامتی رفقا، لول لول شدیم، دویمی رو رفتیم بالا به سلامتی جمع، پاتیل پاتیل شدیم، سیمی رو اومدیم بریم بالا، "ممل نون خالی خور" نامرد ساقی شد، گفت برید بالا، ما هم رفتیم بالا، گفت به سلامتی "آق میتی"، تو نمیری به موت قسم خیلی کیری شدم. آخه این "میتی" از ما نیست، خیلی هفت خطه، لکن ما چی؟ یه خط بیشتر نداریم اونم چاک کونمونه. این جیب نه، اون جیب نه، تو جیب ساعتی، ضامندار اومد بیرون، رفتم، اومدم، دیدم چی؟ جمع، جمیعاً رو زمین پهن اند. پریدم تو اتول، رفتم سر گذر "آشیخ خلیل"، تا اومدم پایین، یه یارو ریشوی سر و هیکل میزون، زد بهم افتادم تو جوب. گفتم: هه ته ته...یکی گذاشت تو گوشم... گفتم: نامرداش... دویمی رو قائم تر زد. دست کردم جیبم که برم و بیام، چشامو واکردم دیدم تو بازداشتم. خلاصه واسه خوردن نجسی جات و خرمستی و عدم احترام به ریش، دوسیه ما فعلاً گیره. خلاص که شدم نهضت رو تو کرمک ادامه میدم. زت زیاد
نظری داری ؟ (
) |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||